تبليغاتX
فصلی بنام بهار
جمعه 15 آبان1388
"گریس کلی"، پرنسس سینما

خیلی از رویاها به مرور زمان نه تنها رنگی از واقعیت به خود نمی گیرند که کابوسی برای اوقات تنهایی انسان اند.

قبل از پرداختن به متن زندگینامه ی دومین بازیگر در وب ، باید یادآور شوم زمانی را که گذشت. خیلی از مادرپدرها از گذشته و تاریخ قدیمی سینما و بازسازی آن در تلوزیون خاطرات زیبای مخصوص به خود را دارند. فیلم های درامی که در اذهان مانده با هنرنمایی براستی جذاب بازیگران آن دهه، بسیار قابل قبول تر از هنرنمایی بازیگران این دوره است! اگه از مادر یا پدر بپرسی از بازیگران کلاسیک دهه ی 50 تا 60 خاطرات فراوان دارند. بازیهای درخشان و فیلم های معناگرا، زمانی گذشت و والدین از علاقیشان نسبت به بازیگری خاص گفتند. راستش در دوره ی ما دیگه چنین فیلم هایی نیست و می شود بسنده کرد به تعریف و .. اما وقتی از گذر روزگار  بعد از سال های ماندگار پرده برداریم به سرنوشت تلخشان پی می بریم. به درخواست روژین عزیز امروز ار زندگی تنها پرنسس تاریخ سینما"گریس کلی" پرده برمی داریم به قولی:)، دختری که رویای شاه پریان آرزویش بود و بالاخره به آرزویش رسید و با یک پرنس ازدواج کرد. مثل قصه ها می مونه ...

كابوس رويا
   گريس كلي
003285.jpg
      بهروز توراني
دنيا هنوز داستان شاه پرياني را كه در آن يك دختر معمولي (هرچند ثروتمند) با يك شاهزاده روشنفكر ازدواج مي كند و از آن پس با او به خير و خوشي روزگار مي گذراند؛ به ياد دارد. پرنسس گريس موناكو كه بيشتر با نام هنرپيشگي اش گريس كلي مشهور بود واقعاً با يك شاهزاده ازدواج كرد اما بعد ها به نحوي ناگهاني و غم انگيز شيوه زندگي خاندان هاي سلطنتي اروپا را رها كرد.
دنيا تنها بعد ها از طريق فيلم ها، زندگينامه ها و روزنامه هاي جنجالي باخبر شد كه نه تنها زندگي خانوادگي گريس عالي نبود بلكه سال هاي زندگيش در  هاليوود نيز چندان هيجان انگيز نبود. آلفرد هيچكاك روزگاري گريس كلي را كه ستاره محبوب او براي نقش هاي اول بود به صورت آتشفشاني توصيف كرد كه بر قله اش برف باريده اما زير آن همه يخ، دلش پر از آتش است.
گريس كه در سال ۱۹۲۹ در فيلادلفيا به دنيا آمد سومين فرزند از چهار فرزند يك مقاطعه كار خودساخته به نام جان برندن كلي بود. جان در گذشته قهرمان المپيك بود و با زني به نام مارگرت كه سابقاً مانكن بود ازدواج كرده بود. جورج كلي نمايشنامه نويس برنده جايزه پوليتزر و واتر سي كلي بازيگر سرشناس تئاتر از اقوام گريس كلي بودند. مارگرت در كودكي خجول بود و بايد براي جلب توجه پدر با سه برادر و خواهر خود مارگرت، جان جونيور و ليزان رقابت مي كرد. ظاهراً گريس هيچ وقت نتوانست مورد توجه پدرش قرار بگيرد. مادرش كه دختر يك مهاجر آلماني بود بسيار منضبط و با اراده بود و نسبت به فرزندانش سختگيري بسياري به خرج مي داد.
گريس تا ۱۴ سالگي به يك مدرسه مذهبي مي رفت كه توسط راهبه ها اداره مي شد. بعد به آكادمي استيونس در چستنات هيل پنسيلوانيا رفت. يكي از آموزگارانش او را اين طور به خاطر مي آورد: «او به پيشرفت در تحصيل علاقه چنداني نداشت. از نظر او اولويت با نمايش و پسر ها بود.»
گريس كه در كودكي بيشتر اوقاتش را در رويا هايش گذرانده بود به جاي وارد شدن به دانشكده به سفري به دور اروپا رفت و بعد در آكادمي هنر هاي دراماتيك نيويورك ثبت نام كرد. پدر و مادرش قبول كردند كه شهريه اش را فقط براي سال اول دانشكده بپردازند. او براي تامين شهريه سال بعدش مانكن شد و گاهي هم عكسش روي جلد مجلات چاپ مي شد. روابطي هم با يك استاد ۲۷ ساله آكادمي برقرار كرد. پدر و مادرش از اين ارتباط راضي نبودند. بيشتر به اين علت كه آن مرد يهودي بود و كمتر به خاطر اين كه زن داشت هر چند كه جداگانه زندگي مي كرد.
گريس به خاطر زيبايي و روابط خوبي كه در دنياي نمايش داشت از دوستان و همسن و سالانش موفقيت بيشتري داشت. تابستا ن ها در تئاتر بازي مي كرد و اولين اجراي تئاتريش در برادوي بازي در نقش دختر ريموند ماسي در نمايش پدر (۱۹۴۹) بود. بعد در نمايش هاي تلويزيوني كه تازه رواج پيدا مي كردند فعال شد و به نيويورك رفت.

هنري  هاتاوي كارگردان مشهور او را براي بازي در فيلم چهارده ساعت (۱۹۵۱) انتخاب كرد كه بيشتر صحنه هايش در منهتن فيلمبرداري شد. استوديوي فوكس قرن بيستم از كار او رضايت داشت و قراردادي به او پيشنهاد كرد اما او نپذيرفت. در عوض بازي در نقش همسر گري كوپر را در فيلم جدال در نيمروز يا صلوة ظهر (۱۹۵۲) به عهده گرفت. اين فيلم وسترن با آن آواز مشهورش پرفروش از آب در آمد. در پشت صحنه اين فيلم گريس با همكارش گري كوپر كه 28 سال از او بزرگتر بود رابطه برقرار كرد. گرچه اين ارتباط دوامي نداشت اما مقدمه اي شد بر دوستي او با هنرپيشگاني كه سن و سالي داشتند. بعد براي مدتي كوتاه به برادوي برگشت و آنگاه در فيلم موگامبو (۱۹۵۳) به كارگرداني جان فورد در كنار كلارگ گيبل و آواگاردنر به ايفاي نقش پرداخت. هنگامي كه اين فيلم در آفريقا فيلمبرداري مي شد كلي همراه با گيبل دست به سفري در آفريقا زد. حالا گريس با كمپاني ام جي ام قراردادي داشت و ستاره آن كمپاني بود. ام جي ام گهگاه او را به كمپاني هاي ديگر قرض مي داد و سود سرشاري مي برد.



گریس کلی و گری کوپر در جدال در نیمروز

در زمان فيلمبرداري حرفم را به نشانه قتل بگير (۱۹۵۴) با همبازي ۴۹ ساله اش ري ميلاند درگيري عاطفي پيدا كرد. اين بازيگر همسرش را طلاق داد تا نشان بدهد براي ازدواج با گريس كلي آمادگي دارد اما بعد نظرش را عوض كرد.
هيچكاك يك بار ديگر گريس را براي فيلم پنجره پشتي (۱۹۵۴) قرض گرفت. در همين اثنا ستاره رو به اوج عواطفش را از ري ميلاند به يك طراح مد به نام اولگ گاسيني منتقل كرد و بعد به ژان پير آمون هنرپيشه فرانسوي روي آورد. پدر صريح اللهجه گريس به وحشت افتاد. به هنگام فيلمبرداري فيلم پل هاي توكوراي (۱۹۵۴) رابطه گريس كلي و ويليام هولدن از ارتباط ميان دو دوست خوب فراتر رفت. با فيلم بعدي، دختر دهاتي (۱۹۵۴)، كلي ويليام هولدن را فراموش كرد و به همبازيش بينك كرازبي متوجه شد. اما واقعاً عاشق او نبود و تقاضاي او را براي ازدواج رد كرد. گريس براي بازي در اين فيلم جايزه اسكارگرفت.



بترتیب: بینگ کرازیی ، گریس کلی و ویلیام هولدن در دختر دهاتی



در مراسم گلدن گلاب در کنار گریگوری پک و در مراسم اسکار

گريس كلي بعد از آن كه با كري گرانت در فيلم دستگيري دزد (۱۹۵۵) همبازي شد و هنگامي كه در انتظار بازي در فيلم قو (۱۹۵۶) براي كمپاني ام جي ام بود، در ماه مه ۱۹۵۵ در فستيوال كن شركت كرد. در آن جا همسر اوليويا دو هاويلند ستاره مشهور سينما كه سردبير مجله پاري ماچ بود ملاقاتي را بين گريس و شاهزاده راينر سوم موناكو كه در آن زمان ۳۱ سال داشت ترتيب داد. بعد از اين ملاقات شاهزاده موناكو به پيشكار دربار گفت: «با كسي آشنا شده ام و فكر مي كنم كه خودش است.» در ماه دسامبر آن سال راينر به فيلادلفيا رفت تا از گريس خواستگاري كند. نامزدي آنها در تاريخ پنج ژانويه ۱۹۵۶ اعلام شد.



هنگام خرید در فرانسه: شاهزاده راینر و گریس کلی
شرايط ازدواج در آن موقع اعلام نشد. گريس بايد آزمايش باروري مي داد تا معلوم شود كه توانايي لازم براي به دنيا آوردن وارث تاج و تخت سلطنتي را دارد يا نه. خانواده كلي مي بايد مبلغ دو ميليون دلار مهريه به دربار مي پرداختند. (در بيشتر قسمت هاي اروپا هزينه عروسي به عهده خانواده عروس است - م). چهار ماه بعد در ۱۸ آوريل ۱۹۵۶ گريس و پرنس راينر در شهرداري ازدواج كردند. روز بعد از آن آن دو در مراسم مذهبي كاتوليكي كه ۱۶۰۰ خبرنگار پوشش خبري آن را به عنوان مهم ترين رويداد اجتماعي آن دهه به عهده داشتند رسماً زن و شوهر شدند.



در کنار شاهزاده موناکو در قصر

  ازدواج شاهانه گريس نشانه رسمي پايان سال هاي حضور او در  هاليوود بود. دوران مادري او هم از همين جا شروع شد. در سال ۱۹۵۷ پرنسس كرولين، در سال ۱۹۵۸ پرنس آلبرت و در سال ۱۹۵۹ پرنسس استفاني به دنيا آمدند. گريس در دوراني كه ملكه بود هميشه دلش براي بازي در فيلم تنگ مي شد. در سال ۱۹۶۲ بازي در نقش اول فيلم مارني اثر آلفرد هيچكاك را پذيرفت اما هنگامي كه اين فيلم سرانجام در سال ۱۹۶۴ به نمايش در آمد تيپي هيدرن نقش اول آن را بازي مي كرد. شهروندان موناكو به بازي ملكه در فيلم رضايت نداده بودند. در سال ۱۹۷۴ كلي در نيويورك در مراسم تجليل از آلفرد هيچكاك شركت كرد و    در  سال ۱۹۷۶ عضو  هيات مديره كمپاني  فوكس قرن بيستم شد. او تقريباً براي بازي در نقش اول فيلم نقطه  عطف (۱۹۷۷) كمپاني فوكس رضايت داده بود اما راينر مخالفت كرد. در  همانسال او گويندگي گفتار فيلم مستند بچه هاي كوچه تئاتر را به  عهده گرفت. اين فيلم درباره مدرسه باله كيروف در روسيه بود.
گريس هرگاه كه درگير زندگي خانوادگي و به خصوص پرنسس كارولين  نبود، درباره پير شدن و چاق شدن غصه مي خورد. چاق هم شده بود به  خصوص كه زياد مي آشاميد. شايعات درباره روابط راينر و قطع شدن سر  رشته بازيگريش هم از چيز هاي ديگري بودند كه باعث اندوهش  مي شدند. او در دور و اطراف جهان در جلسات شعرخواني شركت كرد  و در فيلم مستندي به نام از نو منظم شده (۱۹۷۹) ظاهر شد. در سال  ۱۹۸۲ هنوز اميدي داشت كه شايد اجازه بيابد يك بار ديگر در يك فيلم  سينمايي واقعي بازي كند.


در بامداد ۱۳ سپتامبر ۱۹۸۲ گريس داشت از خانه دوم خود در راك آژل   در چند مايلي قصر سلطنتي مي رفت تا به قرارش با بوتيكي در موناكو   برسد. شب همان روز قرار بود با استفاني به پاريس برود. پس از آن كه   جامه دان ها و لباس هايي را كه بايد به خياطي مي برد در اتومبيل روور   ۳۵۰۰ خود گذاشت، به راننده گفت كه ديگر براي او در ماشين جايي نمانده و گفت كه خودش رانندگي خواهد كرد.
ساعت نه و نيم صبح در حالي كه استفاني در صندلي كنار راننده نشسته بود گريس رانندگي ماشين را در همان جاده اي كه چند دهه پيش به هنگام فيلمبرداري فيلم دستگيري دزد از آن گذشته بود به عهده گرفت و به راه افتاد. نيم ساعت بعد كه ماشين قهوه اي رنگ به پيچ خطرناك جاده مارپيچ موين كرونيش رسيد سرعتش به اوج رسيد و به نرده هاي كنار جاده برخورد كرد و از پرتگاهي كه ۱۲۰ فوت ارتفاع داشت سرنگون شد. وقتي ساكنان محل به صحنه تصادف رسيدند، استفاني كه هنوز به هوش بود اما زخمي شده بود توانسته بود از ماشين بيرون بيايد. داشت فرياد مي زد: «به مادرم كمك كنيد! مادرم آن جاست! بياوريدش بيرون!» پنجره عقب ماشين را شكستند و پرنسس گريس را كه بيهوش بود از آن بيرون كشيدند. او و استفاني را با آمبولانس به بيمارستان پرنسس گريس بردند. بعد از عمل جراحي كه بلافاصله براي بازكردن ريه ها و جلوگيري از خونريزي داخلي انجام شد. عمل كت اسكن نشان داد كه گريس پيش از تصادف سكته كرده بود. استخوان هاي گردن، ران و دنده هايش از چند جا شكسته بود. پزشكان به اين نتيجه رسيدند كه حتي اگر گريس بهبودي بيايد كاملاً عليل خواهد بود. كاخ سلطنتي تمام تلاشش را كرد تا جراحات گريس را كم اهميت جلوه بدهد. همين امر باعث شد تا بعد ها ترديد هايي درباره ساختگي بودن اين تصادف پيش بيايد.



خودروی گریس کلی
حدود ساعت ۱۰ و نيم شب ۱۴ سپتامبر ۱۹۸۲ دستگاه هاي كمكي را از بدن گريس جدا كردند و او مرد. تابوت روباز او را تا ۱۸ سپتامبر در همان كليسايي كه ۲۶ سال پيش در آن ازدواج كرده بود گذاشتند و بعد از يك مراسم تشييع باشكوه پرنسس را در قطعه خانوادگي گريمالدي در همان كليسا دفن كردند. روي سنگ قبر كه از مرمر سفيد تراشيده شده اين كلمات حجاري شده است: «گريس پاتريشيا همسر پرنس راينر سوم متوفي به سال ۱۹۸۲». تنها پس از مرگ او بود كه همه از نقش محوري او در خانواده و سلطان نشين موناكو آگاه شدند. پس از مرگ گريس كارولين بايد اين وظايف را براي پدرش كه ديگر هرگز ازدواج نكرد به عهده مي گرفت.
در نهايت، اين، آن «از آن پس به خوبي و خوشي روزگار گذراندند»ي نبود كه همه براي گريس كلي سخت سر و متكي به خود انتظار داشتند.


کوتاه از گریس کلی

در سال 1981  برای پرنسس دیانا و پرنس چارلز قابی نقره ای سفارش داد و بعنوان هدیه ی عروسی به آنان تقدیم کرد.

طراحی لباس پرنسس شش هفته به طول انجامید و عروسی گریس و شاهزاده موناکو به عروسی قرن شهرت یافت. هم اینکه این لباس و تمام متعلقات به آن مراسم (لباس ساقدوشان و همراهان و تمام جواهرات) در موزه نگهداری می شود.

به دلیل علاقه پرنسس گریس به گل_ رز، بعد از مرگ باغی عمومی در موناکو توسط همسرش طراحی شد.

دخترش شاهزاده کارولین هدایت موسسه ی کمک های خیریه اجتماعی را بعنوان جانشین مادر بعهده گرفت.

مرگ او و مرگ پرنسس دایانا، به یک شکل رخ داد، سانحه ی رانندگی.

مرگ شاهزاده راینر سوم پرنس موناکو در سال 2005  رخ داد و جسدش را در کنار قبر پرنسس گریس دفن کردند.

گریس کلی بازیگر هالیوود از سال 1993 تا کنون یکی از 100 بازیگر برتر مجله ی امپایر است.

پی نوشت:

زمانی برای تکمیل اطلاعات سینمایی نداشتم و همیشه هم دوست دارم درمورد  بازیگران مشهور مطلب بنویسم.

تصاویر بیشتر از زندگی پرنسس سینما در ادامه متن امروز....



ادامه‌‌ی مطلب
+ بهاری باشید . . .